تبليغاتX
بازم همون قلب یخی



بی حاصلی 

 

 

از خواب بيدار شدم...

 

تا چشمامو باز كردم هزار تا فكر كه ديشب به زور دورشون كرده بودم ........

 

دوباره اومد تو ذهنم به خودم گفتم 1...2...3...ديگه فكر نكن...

 

 بعد چند لحظه ديگه فكر نكردم

 

فكر كنم حافظم خودكار شده...

 

 از اين آدم هايي شدم كه بدون اينكه دست خودشون باشه فكر مي كنن ...

 

رفتم نت ...360...بلاگ....خبري نبود....اسم چند نفرو ديدم ...بازم يه كم رفتم تو

 

فكر....خاموشش كردم ...

 

نشستم پاي تلويزيون ...كانال 4....

 

يه برنامه راجع به ستاره  ها مي داد ....براي فرار از افكار برنامه رو تا آخرش ديدم....

 

راجع به انيشتن مي گفت ....E=mc2  ...ستاره آوريل 1997 كه تازه متولد شده...

 

برنامش خيلي كم بود وقتي تموم شد دلم سوخت....

 

قسمت بعديشو حتما مي بينم....

 

بعد ياد حرفاي استاد انديشه افتادم...حرفاي قشنگي مي زد...به حرفاش يه كم فكر كردم....

 

انگار تو خلا ام ...تو بي وزني...صورتم پر از جوش هاي عصبي شده...

 

يه مزاحم داشتم بهم sms مي داد ...منم جوابشو نمي دادم....

 

چند شب پيش انقدر عصباني شد كه هر چي بلد بود نثارم كرد........

 

.فكر كن ساعت 2نصفه شب چند تا sms داد

 

 هزار تا فحش بهم داد....بهم گفت الاغ....برو به درك....

 

گفت تو مارمولك بازي در مي اري كه جواب sms نمي دي.....با صد تا حرف ديگه....

 

خندم گرفت....خيلي خنديدم....!

 

آخه مي دوني تا چند وقت پيش همين موقع ها كه مي شد واسم كلي sms عاشقونه ما اومد ...

 

اما حالا...خيلي خنده داره...

 

يكي ديگه هم اومد .....وقتي ديدمش ازش خوشم اومد ...

 

اما وقتي فكر كردم كه چقدر داغونم ديدم اصلا نمي تونم ....

 

اون نمي دونست اما خودم مي دونستم فقط اذيتش مي كنم ....عصباني شد

 

انقدر كه گفت من برات مردم......فكر كرد مسخرش كردم اينو خودش بهم گفت ....نمي دونست

 

به نفع خودشه ....

 

بسه ديگه اين حرفا اعصابمو به ضعف مي آره....

 

خيلي خستم برم بخوابم...

 

درست مي شه...

 

بذار بگذر...

 

ف ر ش ت ه

 

+ نوشته شده در  هشتم اسفند 1386ساعت 2:24 بعد از ظهر  توسط فرشته  | 




انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس