تبليغاتX
بازم همون قلب یخی



غم

 

 

-سلام

 -سلام

 -چرا جواب اس ام اس نمی دی؟

 -دیگه نمی خوام بت جواب بدم.

 -هیچ وقت؟

 - اره .

 - کاری نداری؟

 -نه.....

 

 

 

آخرین مکالمه....

 

نوشتم که یادم بمونه .....

 

خیلی خستم ....خیلی داغونم.....دیگه برام نایی نمونده....

 

نه حوصله کسی رو دارم....نه حوصله بی کسی رو....

 

 کلافم....کمردرد عصبی....جوش عصبی....معده درد عصبی....

 

 

نگاه کن که غم درون دیده ام

 

چگونه قطره قطره آب می شود

 

چگونه سایه سیاه سر کشم

 

اسیر دست آفتاب می شود....

 

 

نگاه کن ....

 

تمام هستی ام خراب می شود....

 

.....

 

یادمه یه روز بت گفتم تا کی....

 

واسم نوشتی....

 

آری آغاز دوست داشتن است

 

گرچه پایان راه ناپیداست...

 

...

 

من همون موقع پایان راه رو می دیدم....

 

چند تا تصمیم .....

 

برای ادامه دادن مجبوری که تصمیم بگیری...

 

1.به موبایلت زیاد سر نزن....خط غبار گرفته که سر زدن نداره ....

 

2.منتظر نباش ....هیچ کس نیست ...باور کن ...باور کن ....باور کن.....

 

3.بذار بغضت فرو خورده باشه ....لبریز شدن بی فایدس....

 

4.یه کم اگه درس هم بخونی بد نیست .....

 

5.از همه مهم تر....لازم نیست همه چیز رو بفهمی.....سعی کن کمتر ببینی....

 

.....

 

ف ر ش ت ه

+ نوشته شده در  بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 9:10 بعد از ظهر  توسط فرشته  | 



رویا

با اميدي گرم و شادي بخش

 

با نگاهي مست و رويايي

 

دخترك افسانه مي خواند

 

نيمه شب در كنج تنهايي

 

 

بي گمان روزي ز راه دور

 

مي رسد شهزاده اي مغرور

 

مي خورد بر سنگفرش كوچه هاي شهر

 

ضربه سم ستور باد پيمايش

 

روياهاي زيادي داشتم....فكر مي كردم بالاخره مي ياد....

 

اوني كه دوسش دارم....اوني كه منتظرشم....اوني كه خودم با دستاي خودم ساختمش...

 

اما انگار اشتباه مي كردم...اوني كه دوست داري وجود خارجي نداره..

 

مي دوني كلا همه چيز دو حالت داره:

 

1.حالت اولش اينه كه يه نفر مي ياد و باش زندگي مي كني به خودت تلقين مي كني دوسش داري

 

 اما تو دوسش نداري فقط مجبوري اين طوري به خودت تلقين كني....براي ادامه دادن لازمه...

 

2.حالت بعديش اينه كه با يكي آشنا مي شي چند وقتي باش هستي....تمام فكرتو مشغول خودش ميكنه

            

همش فكر مي كني اين يعني همونه اما يه چيزي اون ته تها بت مي گه نه....اين به دردت نمي خوره

 

به نظرم حالت اولش بهتره چون حداقل فكرت مشغول نمي شه...

 

حالت اولش مثل زندگي زنبور عسله....به طور غريزي زندگي كردن....

 

حالت دومش آدمو به  عذاب مي ياره....

 

هر كدوممون يه چيزایي بالاخره توي اين مغزاي فندقيمون راجع به اون يه نفره پرورونديم...

 

هر كس به توجه به انتظارش اين كارو  كه....

 

بعد از چند وقت به يكي رسيديم كه اون يه نفره آدم روياهامون نبوده...براي همين يا طرف مي ذاره

 

مي ره يا ما تركش مي كنيم....

 

بعد مي ريم تو ياس فلسفي....

 

گفتي از تو بگسلم...دريغ و درد

 

رشته وفا مگر گسستني است؟

 

بگسلم ز خويش و از تو  نگسلم

 

عهد عاشقان مگر شكستني ست؟

 

فكر مي كرديم عاشق طرف بوديم و اون نامردي كرده ...

 

يا اگه خودت بي خيال شده باشي مي گي دوسش داشتم اما اون نمي خواس بفهمه...

 

خلاصه اين داستان عاشق شدنه ما دختر بچه ها و شما پسر بچه هاس...

 

اگه مخالفيد بگيد اما من واقعا فكر مي كنم هيچ كس عاشق نيست...

 

همه فقط فكر مي كنن....تلقين مي كنن....

 

من فقط يه چيز مي خوام....فقط يه چيز..

 

  تنهايي

 

من هيچ كس مي خوام ..طاقت نگاه هاي معني دار ندارم....

 

                 طاقت آدما رو ندارم....مي خوام تنها باشم....فرشته تنها....

 

                                اگه اوني كه بايد وجود نداره....پس بذار هيچ كس نباشه.....

 

تنهام بذاريد....

 

.................................كاش تو اين متن رو مي خوندي....تويي كه بايد بخوني....

 

هر دم از آئينه مي پرسم ملول

 

چيستم ديگر ،به چشمت چيستم؟

 

ليك در آيينه مي بينم كه واي

 

سايه اي هم زانچه بودم نيستم

 

ف ر ش ت ه

 

+ نوشته شده در  چهارم فروردین 1387ساعت 4:10 بعد از ظهر  توسط فرشته  | 




انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس